
پرفسور بے مغز x(●̮̮̃•̃)xمغز نوشت های بی مغز682.خواب...خیلی وقت بود خوابی ندیده بودم که نخوام از توش بیام بیرون.دیشب اتفاق افتاد و تا لحظه ی اخر مقاومت میکردم برای بیدار نشدن ولی خب ....
ادامه مطلب
کل هفته منتظری جمعه برسه تا بخوابی تهش از کله صب به سقف خیره میشی ....
ادامه مطلب
اون لحظه ای ک قرص سرماخوردگی میخوری و بدنت کمکمکرخت میشه و سلول سلولت خوابش میاد.لذتبخش ترین اتفاقی که در شبانه روز براممیفته خوابیدن. بخوانید...
ادامه مطلب
ساعت پنج نیم صبح بیدار شدم این درحالیه که دیشب یک خوابیدم، حالا اگه امروز پنجشنبهی گذشته بود با گریه پنج دقیقه مونده به تایم کاری بیدار میشدم. بخوانید...
ادامه مطلب
بریم که یه شیرجه داشته باشیم به سمت خواب، یار ُ یاور همهی فصول....
ادامه مطلب
کلی کار سرم ریخته و نمیدونم از کجا باید شروع کنم، به همین خاطر خوابُ انتخاب میکنم لاقل مدیون بدنم نشم....
ادامه مطلب
مث خرس ی که خواب زمستون ش رو می خواد شروع کنه خوابم میاد....
ادامه مطلب
کاش یه سری مسابقاتم برگزار شه هرکی بیشتر بخوابه بهش جایزه بدن(: |: (: +نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت21:58  توسط | ...
ادامه مطلب
خواب بودم تلفن خونه زنگ خورد از خواب پريدم، همه اعضاى خانه را با دمپايى زدم، اونيم كه زنگ زدو شب ميرم با گيوتين ميكشم.|: +نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت22:46 توسط | ...
ادامه مطلب