من قبلا نا به محض اینکه صحبت مرگ میشد خیلی صریح میگفتم من از مردن نمی ترسم، بعد اینکه چند ماه پیش خیلی بد مریض شدم و شاید یه صدم درد این بنده خدا رو کشیدم بشدت از مرگ ترسیدم یعنی از درد کشیدن تا رسیدن به مرگ ترسیدم
از غم اطرافیانم بعد نبودن( الحمدلله انگشت شمارند)
از دلتنگی م برای متعلقاتم..
از خدا مرگ بدون درد رو میخوام.
از یه بابت درد قبل مرگ باعث میشه قدر بودنت رو بدونی قدر لحظه لحظه رو... ولی خب یه طرف درد باعث میشه انقدر زجر بکشی ک فرصت لذت نهایی رو نداشته باشی..
مرگ خیلی عجیبه...
برچسب:
نویسنده: روژان رفیعی