برای هشتمین بار 1و رد شدم و بشدت حالت گند و مزخرفی بهم دست داده و منم دستشو محکم فشردهم.
قبل امتحان هزار بار با خودم مرور میکنم جهندم هر چی شد همین الان ماشین پارک نیست ک بخوای برداری و ال بل
ولی بعد رد شدن یه حالت مزخرفی از عرر زدن بهم دست میده.
هفتهی دیگه دفعه ی اخر باشه لطفا و بیام اینجا بگم بلخره شد.
شبای افسر ب این فکر میکنم ک اگه بابام بود و میدید من دارم میرم گواهینامه بگیرم و تهش قبول شدم چقدر خوشحال میشد.
دو سال خورده ای ماه که پشت همهی اتفاقا این اگه وجود داره و این خب غمنگیز...
برچسب:
نویسنده: روژان رفیعی