برای ثبت در تاریخ بلخره قبول شدم.
دیشب یکی از بدترین تحربههای استرس کشیدنم بود
مامانم بعد چند روز تونست تماس بگیره و صداش مریض بنظر رسید و بفهمید حالمو
ازونور ازمون 1
استرسم ب بالاترین حد خودش رسید و از ساعت چهار صبح از شدت استرس بیدار شدم و خوابم نمیبرد و تا اینکه بلخره تموم شد
بلخره کابوس گواهینامه تموم شد.
اگه بابام بود خیلی خوشحال میشد تمام حرکاتش رو تصور کردم بعد شنیدم خبر قبولیم.
برچسب:
نویسنده: روژان رفیعی