اینروزا مامانم زیاد اه ناله میکنه اینروزا بخاطر بیماری خواهر و برادرش و فوت پسر خواهرش، اعصابم بشدت داغون هی بهش میگم ت الان غصه بخوری مسئله ای حل میشه خودشم قبول داره نه ها ولی بازم شروع میکنه ب غصه خوردن.
امشب اعصابم خورد شد و گفتم یبار دیگه جلوی من اینکارارو بکنی میذارم میرم، ییهو گفت با تو دردو دل نکنم با کی بکنم؟!
قلبم فشرده شد ازین حجم تنهایی و باری ک باید روی دوشم بکشم.
من فقط 1م و نیاز به سکوت عمیق دارم.
کاش زندگی کمی فرصت استراحت بهم بده برای ادامه دادن.
برچسب:
نویسنده: روژان رفیعی